تبليغاتX
پرواز اندیشه
دانائی رنج آور است اما رنجی دلنشین و لذتبخش
                              انالله و انا الیه راجعون

آنچه از صحرا به دریا می رود           از همانجا کآمد آنجا می رود

خداوند سرنوشت چنین در نوشت که برادرمان بیش از این ما را همراه نباشد ٬ لیکن الطاف شما ٬ما را آموخت که محبت ها هرگز زوال پذیر نیستند چه رسد به اینکه الطاف کریمانه شما برای همیشه در اذهانمان حک نموده و مترصدیم علی الدوام جبران بنده نوازی نمائیم ٬کانون خانواده اتان گرم و سر تان سبز باد.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 23:30  توسط غلامحسین امانت  | 

                                            

در سال 77 برای عرض سلام خدمت همکاران در یکی از مدارس پرجمعیت شهرستان (شهید یزدانی )رسیدم ؛پرجمعیت ترین دبستان شهرستان بود و فقیرترین ! در دفتر تعدادی صندلی زهوار در رفته و یک حلبی مانند وجود داشت که همکاران از آنها استفاده می کردند،مدرسه دیوار نداشت ؛سرویس ها مخروبه ؛فاقد مخزن آب و.... نگران شدم و به خود لرزیدم که چه راه پر مخاطره ای در پیش داریم 0این بزرگترین دبستان شهرستان با 11کلاس دانش آموز و گاهی بیشتر0

 

اولین مطلبی که در ذهنم خطور کرد مقاله ای بود که در ابتدای تاسیس اداره در مجلهء «جوانان» (اگر اشتباه نکنم) نسبت به تعدادی صندلی اهدائی وزارتخانه به اداره آموزش و پرورش چاپ شده بود 0 که چرا باید در اداره مبلمان باشد ولی مدارس فاقد صندلی 0 (در رابطه با رد ویا تائید مطالب آن کاری نداریم هر چند جوابیه ای در همان زمان چاپ شد و ابهام برطرف)

 

در این رابطه تصمیم گرفتم که تا دفاترکلیهء مدارس به صندلی های مبلی مجهز نشوند نسبت به تغییر مبلمان اتاق رئیس اداره اقدام نکنم این در حالی بود که درآن سالهای اولیه خریدن مبل برای مدارس ممنوع و جزء وسایل لوکس قلمداد می شد ولی گفتم این را نادیده گرفته تا لااقل دفاتر مدارس ظاهری نسبتا" در خور به خود بگیرند 0 در این رابطه بارها دوستان سئوال می کردند چرا مبلمان اتاق رئیس تغییر نمی کند و بنده چیزی نمی گفتم0

در ادامه وقتی می رفتم بازدید مدارس و مشاهده می کردم در مدارس روستائی هم امکانات ابتدائی با عنایت همکاران فرهنگی فراهم شده است خرسند می شدم 0ولی آخر نتوانستیم مبلمان اتاق رئیس تعویض نمائیم چون هنوز مدرسه بن دشت و چاه زبر و000تجهیز نشده بودند 0

سیاستم بر این بود که تمام مدارس کامپیوتر داشته باشند تا هم همکاران آشنا شوند و هم دانش آموزان ذهنیت هیولائی که از کامپیوتر دارند اصلاح شود هر چند یکی از همکاران عزیزم از این مسئله بر آشفت که اسراف است و کامپیوتر در مدارس کوچک کاربردی ندارد 0ولی سعیمان بکار گرفتیم۰

در آموزش معلمان تنگ نظری کردن ؛ بهدر دادن سرمایه است 0

(البته مواظب و مراقبت اموال جای خود دارد)

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 22:7  توسط غلامحسین امانت  | 

              

ادامه پست«مطالعه»

وضعیت مطالعه کتاب و نشریات در کشور ما با اوصاف فوق چندان رضایت بخش نیست و طبعا" شهرستان ما که در بن بست هم فرهنگی(نبود هرگونه مرکز آموزش عالی ) و هم ازلحاظ جغرافیائی(نبود راههای مواصلاتی) ،قرار گرفته وضع بسیار بغرنج تر است .

شمارگان روزنامه هائی که در شهر به فروش می رسد اصلا" قابل ذکر نیست و تعدادکسانی که به همین کتابخانه محقر مراجعه می نمایند خود گویای همه چیز است و امروز استفاده از اینترنت و فضای مجازی در سطح جهان به سرعت در حال پیشرفت است ولی مقایسه تعداد کاربران و سرعت آن با دیگر جوامع باز نشان از فاصله بسیار ما با دیگر جوامع است .

یک سایت عنوان نموده بود سرعت اینترنت در ایران چندین هزار بار از ژاپن پائین تر است و شهر ما نیز به همین ترتیب از شهرهای توسعه یافته عقب تر .پایین بودن تعدادکاربران اینترنتی و هزینه بالائی که باید مراکز خدمات اینترنتی یه مخابرات بابت پهنای باند بپردازند باعث شده توان افزایش سرعت نداشته باشند.که خود در کاهش رغبت به استفاده از فضای مجازی بسیار موءثر است .

 با تفسیر فوق در سال 84 بصورت تفننی وبلاگ حاضر را شروع کردم و مطالبی نوشته و پس از مدتی آنرا بر می داشتم هر چند مشتریان بومی نداشته و نمی خواستم همه فهم شود . در دو سه ماه گذشته به نحوی بحث این وب بر سر زبانها افتاد و بیشتر هم از آنجا نشاءت می گرفت که پدیدهء نو و جدیدی به حساب می آمد .

این مطلب با اظهار نظرهای متفاوت روبرو شد: هر کسی ازظن خود شد یار من.

جالبه که هر کس بعلت عدم آشنائی با دنیای مجازی برای خودش برداشتی داشت و جای تعجب هم نیست کسی که اصلا" در عمرش حداقل 20 ساعت هم به وبلاگها سر نزده است با دیدن مطلبی فورا" با ذهنیات خود تطبیق و به داوری بپردازد حال این داوری چقدر با نظر نویسنده تطابق داشته باشد خود جای بحث است اگر نگویم در تضاد کامل !!(البته حساب تعدادی از کاربران که سابقه دارند جداست)

 مطلبی که خیلی جای تاءمل داشت سفر نوشتی با عنوان«بیشه را دریابید» بود که هر کس برداشتی خاص داشت وآنچه در ذهن داشت و نمی توانست فاش بگوید از این مطلب استفاده و منویات خودش را با آن تفسیر می کرد در حالی که صرفا" یک مطلب رئالیستی و بدون قصد ومنظوری خاص بود.ودیگری آپدیت کردن وب با یک مطلب کهنه که با اتفاقی جدید همراه شده بود زمینه ناراحتی فراهم ساخت .و جالب تر آنکه یکی از دوستان لااقل صبر نکرده بود صفحه کاملا" باز شود و با خواندن چند سطر اولیه به اظهار نظر پرداخته و بافته بود آنچه در خیالش قبلا" جا خوش کرده بود.

 اما اصل مطلب، در ایران بنا به آمار های مختلف حدود 10 میلیون کاربر اینترنت داریم که به تناسب باید در این شهرستان 10هزار نفر کاربر داشته باشیم ! ولی خوشبینانه بگوئیم به صد نفر هم نمی رسد! وتعداد افرادی که در سایت فقط« بلاگفا» اقدام به ساخت وب نموده اند  بیش از یک میلیون نفرند و سایر سایت ها بجای خود.

در این شهرستان تعداد وبها به 10 تا هم نمی رسد ! چقدر فاصله داریم. پس برای اینکه این ظرفیت را گسترش دهیم و بتوانیم زمینه ای فراهم نماییم که فرزندان و آیندگان  بهتر بتوانند از این موهبت ارزشمند(اینترنت)  استفاده کنند باید نواقص را تحمل, بدخلقی بنده و دیکران در نوشتن را پذیرا و چشم بر کوتاهی ها بسته و اندک خوبی چنانچه یافت شد با میل و رغبت بپذیریم .

            کمال سر محبت ببین نه نقص گناه             که هر که بی هنر افتد نظر به عیب کند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 23:1  توسط غلامحسین امانت  | 

                                            

نگاهی بر مدار واقعیت به جامعه

تمدن امروزی بشر مرهون زحمات نسلهای پیشین بوده و به رشته تحریر در آوردن مکنونات ذهنی و تراوشات فکری باعث شده است امروزه شاهد گنجینه های مکتوب گرانسنگی در همه عرصه ها باشیم. ولی تاءخیر دویست ساله ورود صنعت چاپ به ایران باعث شد قبل از نهادینه شدن فرهنگ مطالعه ،سریعا" رقبای جدیدی چون رادیو و تلویزیون و......آن را زمینگیر نماید و اینکه اغلب روشنفکران و شبه روشنفکران و مسئولین فرهنگی در سخنرانی با ژست خاصی از پایین بودن سرانه مطالعه گلایه مندند، گو اینکه خود شبانه روز مطالعه مینمایند بیشتر علتش همین مطلب است وقتی فرد با نگاه به فیلم و تلویزیون و..... سرگرم می شود نیازی نمی بیند خود را به زحمت بیندازد کتاب با بهای گزاف بخرد و مضافا"  نبود کتابخانه های مجهز و جذاب مزید بر علت شده است تا سرانه مطالعه پایین و در نتیجه ظهور نویسندگان حرفه ای در جامعه شاهد نباشیم .

در خصوص فرهنگ مطالعه نشریات هم باز وضع بهتری نداریم که گاها" عدم رغبت متولیان امر به توسعه آن و کمبود نویسندگان و قلم به دستانی که حرفه ای عمل نمایند و آثار مشتری یاب و جذاب خلق نمایند باعث شده مکتوبات در جامعه فراگیر نگردد و بیشتر مردم به آثار شفاهی روی بیاورند که عوارض خاص خود بدنبال دارد زیرا ماندگاری آثار مکتوب و قابل استناد بودنش باعث می شود نویسنده احساس مسئولیت نماید تا نوشته اش کمتر چون وچرا پذیر شود.ولی در فرهنگ شفاهی چنین نیست و همه به نوعی خود را متخصص و صاحب نظر می پندارند و چنین اظهاراتی نه قابل استناد و نه صاحب آن خود را مسئول می داند .

با همه اوصاف نوشتن وخواندن در جامعه ما با مشکل اساسی روبروست و« چه باید کرد؟» سئوالی است که باید متولیان امور به آن بپردازند. نمی دانم روزی مسئولی به این خواهد پرداخت که در سالی که گذشت سرانه مطالعه توانسته ایم 10%افزایش دهیم !!؟به امید آن روز....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 21:4  توسط غلامحسین امانت  | 

فرا رسیدن ماه رحمت و مغفرت بر شما مبارک٬التماس دعا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 22:9  توسط غلامحسین امانت  | 

                                      

امروز رفتم دانشگاه آزاد فسا،محیط دانشگاه بخاطر اینکه اغلب دانشجویان در یک فضای آرمانی و ایده آلیستی سیر می کنند بسیار جالب است و طبعا" هر انسانی از چنین محیطی تاءثیر می پذیرد .

 در سال 70 پذیرش دانشگاههای دولتی در مقطع کارشناسی ارشد ادبیات فارسی حدود 80نفر بود (کل کشور)و امروز وقتی از مسئولی پرسیدم پذیرش دانشگاه فسا در ارشد ادبیات چند نفر است عنوان کرد 70نفر!! به اندازه کل دانشجویان ارشد سال 70 .یعنی دانشگاه شیراز که این رشته داشت فقط 7 نفر دانشجو می گرفت و تعداد اندکی از دانشگاهها کارشناسی ار شد داشتند.

حال تصور کنید اگر همین وضعیت از سال 70 شروع شده بود بالتبع  تا کنون جمعیت کثیری زمینه ادامه تحصیل آنها فراهم شده و جامعه از موهبت حضورشان بهرمند می شد .و اگر دانشگاه آزادی نبود الان چه وضعیتی داشتیم ؟.پس نفس تشکیل آن بسیار با ارزش بوده هر چند دولتها می توانستند با پشتیبانی مالی از آن در اعتلایش سهیم شده و گردش چرخ لوکوموتیو جامعه برای رسیدن به قله های ترقی را سریعتر نمایند .

ناگفته نماناد در عنایت به بعد کیفی آن هم لازم است توجه ویژه شود .

در هر صورت تعدادی از دوستان قدیمی هم دیدم بعضی در کسوت استادی و بعضی مسئول و تعدادی دانشجو !یکی از دوستان گفتند : عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد . اگر آزاد نشده بودی گذارت به اینجا نمی افتاد.

ادامه تحصیل حال وهوای خاص خودش دارد انشاالله ما هم در آن حال وهوا قرار بگیریم وحیف است بعضی دوستان که جوانتر و بی دغدغه تر می باشند فرصت را مغتنم ندانند و ادامه تحصیل ندهند . من که حد اقل یک دهه از مدار خارج بودم هر چند دیر شده ولی امیدوارم!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 20:55  توسط غلامحسین امانت  | 

دوستی از دوستانی که گاها" از بنده گلایه مند بوده گاها" که نه اغلب! و حق هم با ایشان می باشد را دیدم با اشتیاق زایدالوصفی سئوال کرد که آیا درسته که با سابقه 25 سال می توانیم بازنشست شویم؟ گفتم درسته ،ولی چرا این سئوال؟

گفت می خواهم زودتر خودمو خلاص کنم !

 گفتم: هنوز جوونی و الحمدلله انرژی داری،حیف است توانت باشد و درمحفل بازنشستگان نشینی ،زبان بتوانی در بیان حق به گردش در آوری ولی بی جهت کنج انزوا را طلب کنی !

  گفت: اندک رمقم به باد رفت ! اکنون که پنج کلاسی ها بر مسند تصمیم گیری نشسته و به یمن داشتن روحیهء تکدی گری برای جمع آوری راءی ترک تازی می کنند و دوستانی که بر مسند ریاست به خدمتگزاری ارباب رجوع!! مشغولند پیشاپیش دستان به نشانه تسلیم در برابر آنان بالا برده و اغلب هم بر سر پنجه ایستاده تا همه اذناب کاندیدها شاهد خوش خدمتی ایشان باشند مبادا همانی که در نظر نمی آید بخت یارش شد و بر کرسی سبز مجلس جلوس کرد. لذا نباید ریسک خطرناک کرد باید همه را داشت ! در غیر اینصورت هم با مردم داری منافات داشته وهم مغایرت با کیاست !!   «المومن کیس »  و عجیب تر آنکه همین پنج کلاسی ها هم ایشان را به سخره گرفته و در هر محفلی سفره دل می گشایند و می گویند آنچه خدائیش ما را نزیبد !

   بهتر است رخت خود را بر بندیم و پیشاپیش به استقبال با زن نشستگی برویم !!!

   هرچه من گفتم دلایل او کافی و وافی تر و الحق که جامعه زرین دشت مستحق چنین ملامت نیست که  دوستان گرفتار چنین ملالتی !!

 سخنان دوست گرانقدرم مرا به فکر فرو برد هر چند دست ما کوتاه و خرما بر نخیل ،ولی شعر زیر در ذهنم تداعی شد :

       (( گر بدین سان زیست باید

پست – من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوائی نیاویزم بر بلند کاج خشک کوچه ی

بن بست

گر بدین سان باید زیست پاک

من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود چون کوه –

یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک ))

دوستان فرزانه باید با استمداد از حضرت باری و برای شادی ارواح شهدا و امام راحل (ره) نگذاشت اندیشه سبز ایشان در این منطقه به زردی گراید باید چراغهای رابطه را روشن کرد هستند بزرگانی که دل در گرو اعتلای آرمانهای انقلاب دارند ولی چراغ رابطه اکنون مرده و ما جسد رو به اضمحلال انسان را به نظاره نشسته ایم و خود مشعوف بوده ولی اکنون مسحور !! در حالی که به خرد نزدیکتر آنکه یادگاری جاودانه بکاریم.

          گمان مبر كه به پايان رسيد عمر جهان

هزار باده ناخورده در رگ تاك است

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 15:32  توسط غلامحسین امانت  | 

                                                   

شیطان می خواست خود را با عصر مدرنیته تطبیق دهد لذا بهتر آن دید که اسباب وسوسه اش را به حراج گذارد آگهی داد و از مشتریها دعوت نمود تا برای خرید حاضر شوند.

       وسایل مورد مزایده:1- آینه هائی که آدم را بزرگ نشان می داد2- عینک هایی که دیگران را کوچک نشان می داد 3- سنگ هائی برای لغزش در تقوی 4- ضبط صوتی برای ضبط دروغ و غیبت و افترا 5- خنجرهائی برای اینکه از آدم بتواند از پشت دوستان را از پای در آورد 6-و........

      شیطان رو به مشتریان : نگران قیمت ها نباشید ،حال ببرید هر وقت توانستید پولش را بیاورید!!

      یکی از مشتریهای تیز بین در گوشه ای دو وسیله فرسوده وکهنه دید که افتاده و کسی به آنها توجه نمی کند در حالی که قیمتی زیاد بر آن گذاشته اند تعجب کرد و دلیل این تفاوت قیمت زیاد را از شیطان پرسید .

  شیطان لبخندی زد و گفت: فرسودگی بخاطر آن است که از آنها زیاد استفاده کرده ام و اگر جلب توجه می کرد مردم می شناختندش و می فهمیدند چگونه در برابرش مقاومت نمایند . در عین حال قیمتشون مناسب است : اولی «شک» است و دومی «عقده حقارت»

     تمام وسوسه های دیگر حرف می زنند ولی این دو وسوسه عمل می کنند.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

آری شک باعث می شود که انسان دیگران را چو خود پندارد: دزد،دروغگو،فرصت طلب ،ریاکار،و........

 و اما عقده حقارت: ، خود بزرگ بین،ریاست طلب، متملق نسبت به مافوق،کاتولیک تر ازپاپ،خود ارباب پنداری، و......

 رسالت همگان است انسانهائی که به این دو بلای  ویرانگر مبتلا شده اند را شناسائی و چون علاجش بسیار سخت است همه را به دوری ازآنها تشویق تا اثرات نکبت بارش کمتر عارض اجتماع گردد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 23:29  توسط غلامحسین امانت  | 

دیدم بخواب خوش که دستم پیاله بود             تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود

چل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت            تدبیر ما بدست شراب دو ساله بود

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 9:11  توسط غلامحسین امانت  | 

كد خبر: ۳۳۲۷۵ تاريخ: ۱۶:۰۷:۰۱ - ۱۳۸۶/۰۶/۱۱   نسخه چاپي  
نماينده‌اي که کارت سوخت موتور هم برايش زياد است
سيد جلال يحييزاده نماينده ميبد و تفت در گفت‌وگو با خبرنگار «ميبد نيوز» در خصوص توزيع كارت سوخت ويژه در بين نمايندگان مجلس شوراي اسلامي گفت: من هم اين خبر را از ديگران شنيدم، چون در آن موقع در صحن مجلس حضور نداشتم. وليكن بنده چنين كارت سوختي نگرفته‌ام و ماهيانه 30 ليتر بنزين كه كارت سوخت موتورسيكلتم دارد زياد است.

گفتني است كه نماينده مردم ميبد و تفت در مجلس شوراي اسلامي يك موتورسيكلت ياماها 80 دارد كه از زمان طلبگي و حضور در حوزه علميه تاكنون از آن استفاده مي‌كند و براي سرزدن به حوزه استحفاظيه نيز از تاكسي استفاده مي‌كند و در سطح شهرستان نيز با موتورسيكلت خود تردد مي‌كند.
(امیدوار باشیم که هنوز زی طلبگی در میان خوبان رخت بر نبسته است)
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 20:54  توسط غلامحسین امانت  | 

شایعه:فرمانداری زرین دشت در رده بندی استانی بیست و هشتم یا سی و هشتم شده است !!

فرماندار بعد ازخطبه های نماز جمعه هفته گذشته ضمن رد شایعه فوق اظهار داشت ٫اگر منظور در سطح کشور بوده که جایگاه خوبی است و گرنه در سطح استان بیست و چهار فرمانداری بیشتر نداریم؟

ایشان عنوان نمودند که در شهر کمیته ای با نام کمیته شایعه درست شده و به چنین شایعاتی دامن می زند .

طبعا" اگر چنین باشد باید خوشحال بود که سعی افراد مخفی کم کم رو به افول است چه اینکه کمیته شب نامه نویس اکنون حرکتش نرم تر و دست از نوشتن فحشنامه های کذائی برداشته و به شایعه بسنده می نماید که باز نشان از تعالی است .

     لیک جای نگرانی آنجاست که مبادا کمیته ای غیر از کمیته شب نامه نویس درست شده که جای بسی تاءمل است !!  چراکه ممکن است چنین پنداشته باشند حال که کمیته اولیه پاداش خود را گرفت ٬لازم است ما هم بیکار ننشسته و باشایعه٬ بدنبال روزی مقسوم باشیم یا به هدف می رسیم که فنعم المراد! ویا نه ٬ که باز چیزی از دست نداده و لااقل سنگی در تاریکی رها نموده خوابی آشفته می نماییم.

نعوذبالله من الهمزات الشیاطین

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 12:23  توسط غلامحسین امانت  | 

كد خبر: ۳۳۱۸۶ تاريخ: ۰۹:۴۱:۵۲ - ۱۳۸۶/۰۶/۱۰   نسخه چاپي  
استخدام آشپز براي جشن خانوادگي نمايندگان
خبر آوردن آشپز از اصفهان براي جشن خانواده نمايندگان مجلس در كمال شرمندگي صحت دارد

به گزارش «فردا» يكي از اعضاي كميسيون قضايي مجلس شوراي اسلامي ضمن رد صحبت‌هاي كوه‌كن درباره استفاده نمايندگان مجلس از وسيله شخصي خود براي كارهاي اداري افزود: برخي نمايندگان با حرف‌هاي خود به شعور مردم توهين مي‌كنند كه بحث محروم بودن نمايندگان مجلس از خودرو اداري و راننده دروغي بزرگ است.

اين نماينده همچينن ضمن انتقاد از برپايي جشن اخير به مناسبت نميه شعبان از سوي رياست مجلس برگزار شده بود افزود: خبر آوردن آشپز از اصفهان براي جشن خانواده نمايندگان مجلس در كمال شرمندگي صحت دارد
+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 9:17  توسط غلامحسین امانت  | 

جمعه شب جشنی متفاوت با جشن های گذشته شاهد بودیم ٬حضور جمعیتی بالغ بر دو هزار نفر با شور و شوق  در پارک جنگلی دیدنی بود برای من که شاهد بودم جوانان با اشتیاقی زایدالوصف در مراسم حضور یافته بودند بسیار لذتبخش بود ٬جا دارد از دست اندرکاران محترم٬ شهردار٬ اعضای شورا و مجری و بازیگران و خواننده و.......تشکر نماییم نه بخاطر صرفا برگزاری جشن بلکه به میمنت تغییر رویه و درک اهمیت پرداختن به مسائل فرهنگی !!

   حاشیه: امام جمعه محترم هنگامی که آقای پورایرج از حضور مردم و مسئولین تشکر نمود به بنده اشاره کرد و گفتند مسئولی در مراسم حضور ندارد که بنده عرض کردم مردم جای خالیشون را پر کرده اند و خواسته اند شهردار برای یافتن صندلی و جا تو زحمت نیفتند!!!!شایدم آمده اندو دیده اند جای سوزن انداختن نیست یواشکی برگشته اند .

+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 22:33  توسط غلامحسین امانت  | 

TinyPic image

در حاشیه هفته دولت و گزارش فرماندار محترم

کنار نسل گذشته که سن و سالشون بالاتر از پنجاه و شصت رسیده وقتی می شینی و سفره دلشون باز می کنن همه اش از صفا و صمیمیت قدیما می گن و حیف و دریغ می خورن : اگه تو سفره مون قاتقی مختصر بید و از کلهء سحر تا بوق سگ  می رفتیم دنبال زجر وزحمت ،اگه با پای پیاده فرسخ ها می رفتیم تا با کد یمین و عرق جبین لقمه ای نون حلال بدست بیاریم ؛ اگه وصله های رو در رو لباسمون زمخت شده بید ولی مزه نون گندم و جو و عطر اون دیوونه آدم می کرد ، پلوئی که رو هیزم بادوم می پختن عطرش تا هفت محله می رفت !!حیف ولی الان با فراوونی نعمت مثل اینکه طعم از اونا رفته ؛همه چی مصنوعی شده !! آدماش دو لا پهنا شدن و همیشه می نالن : اعصابمون خرابه ! معده ام مشکل داره !چربیم بالایه و هزار علت دیه .......همیشه گم کرده دارن و می دون و آخرش به اش نمی رسن !!

    راستی خود ما هم که نگاهی به گذشته می اندازیم حدود دو سه ،دهه قبل آسمون روستامون آبی تر بود ،(به گفته سپهری روانشاد) چینه های دور حیاطها کوتاهتر و دانه های دل مردم پیدا و  فکر و اندیشه همچو جوباری زلال جاری بود،بعد از باریدن بارون دیدن قالیچه ننه پیرزن (رنگین کمان) دیدنی بود ولی..........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 16:41  توسط غلامحسین امانت  | 

 TinyPic image
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 8:54  توسط غلامحسین امانت  | 

               TinyPic image                       سالروز میلاد منجی عالم بشریت و هفته دولت با هم تقارن پیدا کرده که انشاءالله  میمون و مبارک است بر شیفتگان آن ناظر امین ؛ امید است با دیدن سیاهه عمر مان آثار شادی در چهره عالم تابش ظاهر گردد.

                                          

برداشت من

.......انسان از مرگ خودش خبر ندارد .حضرت سلیمان با آن بزرگی و خدم و حشمی که داشت یک روز در حالی که می رفت در جایگاه ویژه برای نظارت بر  امور قرار گیرد دستور داد که از این پله های جایگاه٬ کسی حق ندارد  بدون اجازه اینجانب بالا بیاید و پله ها را طی کرد و به تخت فرمانروائی خود تکیه زد  که دید فردی بدون کسب اجازه از پله بالا می آید٬ سلیمان فرمود به اجازه چه کسی بالا می آیی و کیستی ؟ شخص غریب گفت به اجازه صاحب خانه ! تا کنون تو فرمانروا بوده ای اکنون من به فرمان خداوند آمده ام جانت را بستانم بلی من عزرائیل هستم!!!!

عزرائیل مآموریت خود انجام داد و حضرت سلیمان قبض روح شده به اتکای عصا  سر جای خود ایستاده و روزها و ماهها گذشت ؛ مردم در حال انجام وظیفه بودند و چون کسی اجازه نداشت به جایگاه نزدیک شود تصور بر این بود که حضرت زنده و در حال مشاهده امور است تا سالی گذشت و به فرمان خداوند ،موریانه ها ماموریت یافته عصا را خوردند و سلیمان بر زمین سقوط کرد !!!!

داستان دلنشین فوق بخشی از خطبه امام جمعه موقت شهر حجــه الاسلام و المسلمین فرهادی پور بود . این خطبه بیش از صدها خطبه ای که تاکنون در سطح کشور شنیده ام مرا به فکر فرو برد، شاید علتش این یود که برای اولین بار سخنان ایشان در مسند امامت جمعه می شنیدم و اما برداشت امروزین من:

راستی امروزه هم ممکن است چنین اتفاقی شاهد باشیم؟؟به خود گفتم اگر تو یک سالی ،مطلق اندیش شوی و فکر و نظر خودت عاری از نقص بدانی و راه را بر نظرات دیگران ببندی، محتمل نیست از همان روز اول فکر و نظرت مرده باشد نه خود خبر داشته باشی نه دیگران؟؟؟؟؟

آری امروز بسیارند انسانهائی که مدیر مجموعه ای از خانواده گرفته تا انجمن و نهادها و ادارات بعهده دارند و امر بر آنها مشتبه شده که راه صحیح می پیمایند و تابلو ورود ممنوع بر درب اتاق فکرشان زده اند و هیچ نظر و فکری اجازه ورود به کریدور منتهی به اتاقشان نمی یابد .در حالی که فرشته مرگ ،همان روز اول فکرشان را قبض روح نموده است !!  و زمانی خود و زیر مجموعه خبردار می شوند که موریانه ها عصای مدیریت آنها خورده و راهی جز سقوط ندارند ولی چه حیف که در مدتی که موریانه ها انجام و ظیفه می نمایند خیل کثیر زیر مجموعه، متضرر می شوند !!!!

خودشیفتگی و قدیس پنداری افراد مافوق که امروزه گاها" عارض دوستان شده مشمول تمثیل فوق می باشد سپید پنداری خود و اطرافیان و سیه انگاری دیگران عارضه ای است که راه حق شنوی بر انسان می بندد و چنان انسان را کر وکور مینماید که دم مسیحا هم اثرگذار نیست !!مضافا" میزومقام پرستی....!!!!!

آری:« حب الشی یعمی و یصم»(علاقه زیاد به چیزی موجب کر و کوری می شود)

   بگذریم خطبه ها بسیار موجز و کوتاه ایراد شد که بنده من باب تآئید و تشویق طیب الله گفتم و نماز ظهرجمعه اقامه شد که مجری اعلام نمود آغازین روز هفته دولت می باشد و بدین مناسبت فرماندار محترم بین الصلوتین به ایراد سخن خواهند پرداخت ( پس کوتاهی خطبه ها دلیلش سخنرانی بوده است!!!)

فرماندار محترم گزارشی مختصر از کارهای عمرانی دادند که در صورت فرصت ،پستی به این مهم اختصاص خواهم داد .

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 9:43  توسط غلامحسین امانت  | 

چشم روشنی

آموزه های اسلامی که فنداسیون نظام اسلامی ما بر آن بنا نهاده شده آنقدر بر اهمیت و جایگاه تک تک انسانها و آرا و نظراتشان تاکید نموده است که «اظهر من الشمس» می باشد در عین حال مروری کوتاه لازم می نماید تا بحث اصلی واضح تر گردد :الناس معادن کمعادن الذهب و الفضه-من شاور الرجال شارک فی عقولها – المومن مرآت المومن_ و شاورهم فی الامر – والی ماشا الله

همهء موارد فوق و هزاران مورد آیه و روایت در اسلام وجود دارد که بر حفظ حقوق انسانها تاکید نموده است و مساله آنقدر اهمیت دارد که در یکی از جنگها با عنایت به اینکه پیامبر اسلام(ص) با علم لدنی خویش می دانست اگر به نظر مردم توجه کند شکست خواهند خورد در عین حال برای اصالت دادن به خرد جمعی ،به نظر مردم مبنی بر خروج از شهر مدینه  توجه نمود.

قانون اساسی نظام ما که بر گرفته از اسلام می باشد نیز توجه ویژه ای به این مهم داده است که تک تک اصول آن حفظ و ارتقا کرامت انسانها را مد نظر داشته است و در اصولی خاص برای ارتقا و حفظ کرامت انسانی که همانا خردمندی واندیشمندی اوست دولت را موظف کرده است تمهیدات لازم برای تعالی او فراهم آورد( هر چند مطالب در این خصوص زیاد است برای جلوگیری ازاطاله و خستگی شما به تلخیص رو می آورم)نظری به این اصول بیفکنید:         یا دل از دیدن تو سیر شود ، بعد برو !   صبر کن...
اصل ۳

دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم، همه امکانات خود را برای امور زیر به کار برد:

  1. ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوی و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی.
  2. بالا بردن سطح آگاهیهای عمومی در همه زمینه‏های با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه‏های گروهی و وسایل دیگر.
  3. آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح، و تسهیل و تعمیم آموزش عالی.
  4. تقویت روح بررسی و تتبع و ابتکار در تمام زمینه‏های علمی، فنی، فرهنگی و اسلامی از طریق تأسیس مراکز تحقیق و تشویق محققان.

(برای دوری از اطناب بندهای بعدی این اصل آورده نشد)

اصل ۳۰

دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سر حد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد.

مخلّص کلام اینکه هدف اصلی اسلام و به تبع آن بزرگان ا سلامی این است که به مصداق آیه شریف :«لقد کرمنا بنی آدم»بزرگی و خلیفة الهی انسان را در وجودش با تعلیم و تربیت صحیح احیا نمایند، بزرگی ای که افراد فرصت طلب ؛عمروعاص صفت؛و دون پایه نتوانند از بی خبری آنها برای خود نردبان ترقی بسازند .

لذا ترویج فرهنگ دانش دوستی و دانش پذیری و دانش جوئی امری بسیار میمون و پسندیده است اگر چه ممکن است در کوتاه مدت ابزاری شود برای برآورده شدن خود برتر انگاری تعدادی اندک ولیکن طولانی مدت فروغش روشنای راه همگان خواهد شد و رسالت همه٬ بوپژه فرهنگیان فرهنگ دوست است تلاش کنند غبار میدان زودتر فرو نشیند تا اندام آراسته و زیبای حقیقت در منظر عام قرار گرفته ٬چشم روشنی مردم گردد و همه بدانند جزم اندیشی بیراهه ای است بس مخوف و هولناک !!!!!  

+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 10:28  توسط غلامحسین امانت  |