|
|
|
|
|
دیروز دوستی مرا فراخواند که در جمع شاعران شهرمون رفته و از تراوشات فکری ایشان بهرمند شوم من هم که مشتاق بودم سر ساعت به محل جلسه رفتم، در زندگی کمتر اتفاق افتاده به موقع در جلسات حضور نیابم مگر تاخیر سنت جلسه ای شده باشد و بر آن اساس من هم تاخیر کرده باشم . ابتدا دیدم کسی نیست ، از دوستی سئوال کردم که گفتند هنوز زود است، صبر کن می آیند، بنده هم به ذهنم خطور کرد شاید حکایت « جمعه به مکتب رفتن»برایم پیش آمده باشد. کم کم تعدادی دوستان آمدند و خوش وبشی با هم کردیم بعضی نگاهها مرا غریب می دیدند درست هم می دیدند ......... دبیر جلسه آقای شریف زاده با جملاتی شروع کردند دوستی دو شعر که بر کاغذ A4 نوشته شده بود توزیع نمود یکی سپید دیگری کلاسیک : ........ آقای رئیس تمام ماهیان خانگی حتی ماهیان سفرهء هفت سین دندان گرسنه کودکی شیرخوار را حواله ستاره ای گم شده در کهکشانی دور می دهند . تا بوی گندم مال تو. ...... آقای« تنها» سروده ء فوق را بر اساس ذهنیتی شکوهمند از رئیس سروده است چه حیف که علی آباد دیگر آن ده متصور نیست. ولی آرزومندیم که دندان گرسنه کودک سیبی در همین حوالی بیابد و گاز بزند! و شعری از آقای اسدی: ساعت خانه ما عقربه هایش خسته عمر بیهوده ما ثانیه هایش خسته در گذرگاه گلو بغض هزاران فریاد نفس زخمی ما زمزمه هایش خسته .......... و دو مصرع از غزلی دیگر : گل مریم نمی خندد ز دشت لاله ها رسته .......... جفا همواره می تازد وفا غمخانه بنشسته ...... زیبایی و نو بودن ترکیبات در شعرها بسیار دلنشین بود مخصوصا" مضامین بکر و نو انسا ن رامجذوب می نمود . با توجه به مطالعه دیگر اشعار شاعران ، متاسفانه شکوه و شکایت از زمانه و دور و بر زیاد است و شایدم بر بیراهه باشم ولی کمتر به سمت عوامل نابسامانی ها اشاره رفته است . باید چاشنی امیدواری و نشاط اضافه کرد تا با طراوت این چند روزه که میهمانیم سپری کنیم. در هر صورت حضور در کنار دوستان خوش ذوق برای بنده غنیمت بود |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 23:46 توسط غلامحسین امانت
|
|
||
|
|
|
|
|
منتظر باشیم ببینیم سرانجام این سه وزیر به کجا ختم می شود؟؟؟ |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 1:1 توسط غلامحسین امانت
|
|
||
|
|
|
|||||||
|
||||||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 0:10 توسط غلامحسین امانت
|
|
||||||||