تبليغاتX
پرواز اندیشه
دانائی رنج آور است اما رنجی دلنشین و لذتبخش
خواهرشهید باکری: طاقت سکوت ندارم
من از مهدی و حمید سخن می‌گویم، ولی یقین دارم این درددل همه خانواده‌های شهداست. در خون باكری‌ها، عشق و علاقه به مقام و منصب و دنیاطلبی به لطف پروردگار وجود نداشت و ندارد. به همین علت، علی و مهدی و حمید گمنام زیستند و بدون ادعا زندگی كردند و خدمت خالصانه و بلاعوض را پیشه خود كردند.

 عصر دیروز شنبه ایمیلی با امضای «خواهر باکری‌ها و خانواده آن‌ها» برای پایگاه خبری ـ تحلیلی شهاب‌نیوز ارسال شد که حاوی گلایه‌های دلسوزانه این خانواده محترم و مؤمن از برخی شرایط جاری بود. شورای سردبیری سایت با توجه به این که از صحت و اصالت این متن مطمئن نبود، از انتشار آن خودداری کرد. اکنون با توجه به انتشار بخش‌هایی از این نوشته در روزنامه‌های داخلی و با توجه به این که بررسی‌های اولیه ما اصالت این ایمیل را تایید می‌کند، متن کامل نوشته مزبور منتشر می‌شود:


دیگر طاقت سکوت کردن ندارم

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:18  توسط غلامحسین امانت  | 

«چشــم مظلومــان  و  روی ظالـــمـان»

     زنی چشم هایی به غایت خوش و خوب داشت . روزی از شوهر شکایت به قاضی برد .قاضی روسپی باره بود ، از چشم های او خوشش آمد ، طمع در او بست و طرف او  گرفت ، شوهر دریافت  ، چادر از سر زنش در کشید. قاضی رویش را دید سخت متنفر شد .

گفت برخیز ای زنک ؛ چشم مظلومان داری  و روی ظالمان.

                                                                  رساله دلگشا عبید زاکانی

 

                                                                            *********

  «گفتگوي موسي و شيطان»

موسي(ع) در راهي شيطان را ديد,در ضمن گفتگويي از او پرسيد:

چه گناهي است كه اگر انسان آن را انجام دهد تو بر او آن چنان مسلط مي شوي كه هر كجا بخواهي او را مي كشاني؟

شيطان گفت:انساني كه از عمل نيك خود خوشحال باشد آنرا بسيار تصور كند ولي گناهش را كوچك و ناچيز بشمرد ,من بر او مسلط مي شوم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 17:14  توسط غلامحسین امانت  |