|
|
|
|
|
انتخابات به پایان رسید و نتیجه باید تغییراتی در زندگی مردم ایجاد نماید و تصحیحی در رفتار و منش کارگزاران نظام. اینکه برایند انتخابات انتخاب یک نفر می باشد شکی نیست حال چه این فرد جدید باشد چه آقای احمدی نژاد ، مردم که بصورت بی سابقه در عرصه حضور یافتند بدنبال تغییری هستند که باید در روشها و سیاستگذاریها در آینده شاهد باشیم طبعا" مردم با حلقه های پایینی دولت در ارتباط می باشند و برای نتیجه بخشی این حضور نیاز به تصحیح نقاط ضعف گذشته و تقویت نقاط قوت می باشد به امید سربلندی مردم با ایرانی سربلند |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 15:56 توسط غلامحسین امانت
|
|
||
|
|
|
|
|
هر گل که بیشتر به بوستان می دهد صفا گلچین روزگار امانش نمی دهد سالهای اول دفاع مقدس بود نوجوانی ده ، دوازده ساله به سپاه آمد و اصرار داشت که می خواد بره جبهه ، فرمانده سپاه موافق نبود و می گفت : بچه جان کوچک هستی و اعزام تو ممکن نیست .ولی نوجوان مصر بود و از توانایی هاش و زرنگیش می گفت . هرچه اصرار کرد نتیجه نداد که بغض نوجوان ترکید...... چند مدت بعد تو جبهه بودم دیدم همون نوجوون با شوق و طراوتی خاصی صدایم زد و گفت من آمدم. بلی نوجوون کسی نبود جز غلام رسواد که بعد فامیلی خود را به کمالی نیا تغییر داد . از آن روز به بعد واقعا" ثابت کرد که زرنگ است و یه سر و گردن از دیگران بلندتر است ، بی ریا و خوش اخلاق ، دلسوز و مهربان ، در مراسم مختلف واقعا" پایه بود در جشن ها و شادیها در مراسم غم و اندوه ، همه جا و و هر زمان حضوری سرسبز داشت . حالا همون نوجوون تبدیل شده بود به تکیه گاهی برای اقوام و دوستان ، هر جا باری روی زمین بود ِخبر می شد و خود را می رساند تا گوشه ای در دست داشته باشد . خنده هاش همیشگی بود ربطی به زمان خاصی نداشت در سختی ها لبخند بر لبش جاری بود و نگاهش مهربانی را می آموخت . مرداد ماه سال گذشته مسافرت بودم دمدمای ظهربود موبایلم زنگ خورد ، صدای طرف گرفته بود و گفت غلام کمالی نیا رحمت خدا رفته است > جوابش نتونستم بدهم و می خواستم خبر پنهان کنم که اطرافیانم از چهره ام مشکوک شدند ناچارا" گفتم چنین حادثه ای رخ داده است . بغض همه طغیان کرد افسوس و دریغ . خبر باور کردنی نبود دوباره تماس گرفتم اشتباه شده بود بلی کاظم برادر غلام به دیار حق شتافته بود در هر صورت خبر تاسف باری بود . تا اینکه دو سه روز قبل باز موبایلم زنگ خورد هر چند از صدای این موبایل متنفرم چاره ای نیست گوشی که برداشتم طرف گفت تونل ریزش کرده و غلام شهید شده به همین راحتی . بلی اکنون مائیم و یک سئوال بی جواب: حکمت خداوند چه می تواند باشد که گلهای خوش عطر تر زودتر پرپر می شوند؟ خدا را شاکریم اکنون فرزند شهید رشیدتر از زمانی است که پدرش به جبهه ها عزیمت کرد. راستی به انتخابات هم نزدیکیم ، همیشه تو چنین مواقعی همدیگر که می دیدیم با لبخندش می گفت : اینبار با کدومیم ؟ .............می گفت پایه ام و کارت نباشد! امروز دوستی زنگ زد و گفت تو مراسم شهید برای یکی از کاندیدها تبلیغ شده و تعدادی از افراد ناراحت شده اند . گفتم مشکلی نیست ! ولی نمی دانم روح شهید از این بابت خوشحال می شود یاناراحت .......؟؟؟؟؟؟ او که دوستان همسنگرش رها نمی کرد. حتی اگر فرمانده هم نظر خاصی القا می کرد.
بر فرس تندرو هر که تو را دید گفت : برگ گل سرخ را باد کجا می برد
دوستدار شهید امانت |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 12:15 توسط غلامحسین امانت
|
|
||