|
|
|
|
|
این هم از انتخابات: انتخابات داشت گرم می شد از استان پیشنهاد می کردند سخنران بفرستند با توجه به روحیه آقایان می دانستم روحیه نقادی تند بر آنان حاکم است ما هم سعی می کردیم از زیر بار سخنرانان تند به بحوی شانه خالی کنیم . در اولین جلسه گفتند آقای رفسنجانی علت مخالفتش با احمدی نژاد بیان کرده است . بنده گفتم ای کاش موضع نمی گرفت با جو موجود به نفع آقای احمدی نژاد می باشد . خوب شایعاتی در بین مردم می باشد که در این چند سال نه تنها برطرف نشده است که عدم توضیح آن سبب شده مردم بعنوان حقیقت به آن بنگرند. اولین سخنران که آمد بنده به ایشان عرض کردم انتقاد از طرف مقابل نه صحیح است و نه جواب می دهد و خودم پیش درآمدی برای اینکه رهبریت نظام را تقویت نموده و راههای سوء تفاهم ببندم بیان می نمودم . در عین حال برای اینکه در حین صحبت های سخنرانان ناراحت نشوم از جلسه بیرون می رفتم تا آنچه می گذشت را نشنوم. باز هم نقد افراطی کار خودش می کرد حلقه اولیه ستاد خوشحال می شدند ولی بهانه ای هم به افراد دورتر می داد که خود را از ما دور نمایند و به رقیب بیپوندند و فرصت مناسب به دست طرف مقابل بدهد . راهی بود که می رفتیم و چاره ای نبود از قدیم با هر کس یا علی گفته ام آخرین نفر بوده که از کاروان جدا می شده ام حتی در جنگ!!! یادم هست یک بار جبهه رفتیم تا پایان ماموریت تمام دوستان به نحوی از گردان جدا شدند و در عملیاتها شرکت نمی کردند و بهانه ای می آوردند لیکن تا پایان بخاطر همین اخلاقم ماندم و چه سخت و طاقت فرسا !!!!! دومین سخنران که فرستادند مفصل با او صحبت کردم عرض کردم بنده اخلاقم سیاه و سپید دیدن نیست نه کاندید ما کاملا" سپید است و نه طرف مقابل سیاه . حقیقت را باید بیان کرد . ایشان گفتند اگر نقد گذشته نباشد تصویر سازی ممکن نیست که عرض کردم مشکل ما همین جاست !!! باید به دامن خود بنگریم ، دامن طرف مقابل در دید مردم می باشد و آنها داوران خوبی هستند چنانچه ما هم بخواهیم آتش تند کنیم دامن خودمان می گیرد!! یکی از دوستان گفت بهتر نیست تعریف طرف مقابل کنیم ! عرض کردم از نقدی که مردم نپسندند بیشتر مفید است!!! تنور انتخابات تند شده بود اولین جلسه مناظره گذاشته شد قبل از آن می دانستم آقای موسوی فردی اخلاق گراست و در بیست سال گذشته ثابت کرده بود سیاسی نیست و از عهده سیاستمدار بر آمدن کاری ساده نمی باشد ، سیاست خود مقوله ای است که با هنرمند سر سازگاری ندارد مگر نه این است که موسوی نقاش است !!!!!( تجربه اش دارم برای رسیدن به مقام و یا حفظ آن با عاطفه و اخلاق و..... ره به جایی نمی بری) اشتباهی بود که مشوقان آقای موسوی برای کاندیداتوری مرتکب شده بودند. مناظره که شروع شد به دوستی پیام دادم ...... در عوض او برایم پیامی خوش بینانه داد ولی من پایان کار را می دیدم....... یک شب گزارشی از تجمعات در دانشگاهی از تلویزیون پخش شد دانشجویی روی کارتنی نوشته بود: هر کس بیسواده با احمدی نژاده ، از دیدن این نوشته ناراحت شدم و گفتم آدم عاقلی نیست به این برادر احساسی بگوید این چه توهینی است که پیش از هر کس به طرفداران آقای موسوی و دو دیگر کرده ای!!! در هر صورت باید کار را به پایان می بردیم دوستی پیشنهاد کرد به یکی از روستاها برای تبلیغ برویم هر چند می دانستم سخنرانی کارساز نیست ولی رفتیم در سخنان خود در جمع مردم عرض کردم در کشوری مثل ایران نباید به جایی برسیم که مردم شیفته نامهای خارجی باشند من در فرودگاه شیراز دیدم وقتی فروشنده ای ذرت مکزیکی می فروخت افراد بیشتر به آن روی می آوردند و فرزند من هم خرید هر چند قابل خوردن نبود!!! عرض کردم ما باید مردممان افتخار کنند به اجناسی که خود تولید کرده اند. یکی از افراد معترض شد که در کجای ایران موج مکزیکی ایجاد شده که شما از آن دم می زنید؟؟ عرض کردم صحبت بنده که تمام شد در حضور شما به سئوالات می پردازیم و شما مطالبتان را ایراد بفرمایید! صحبت را تمام کردم . دوست فوق الاشاره آمدند و میکروفون به او سپردم . ایشان عنوان کردند شما موج مکزیکی گفتید و مضافا" من ایراد نگرفتم !!! خیلی برایم جالب بود ذرت مکزیکی ایشان موج مکزیکی تلقی کردند !!! به ایشان عرض کردم منظورم از ایراد فرمودن، محترمانه بیان کردن است نه اشکال و ایراد!!!! صحبت های دیگری هم شد و..... به فکر نوشته دانشجو افتادم : هر که که بیسواده و......... داشتیم می آمدیم گفتم با افرادی که فرق بین ایراد فرمودن و ایراد گرفتن نمی دانند و ذرت مکزیکی را موج مکزیکی می شنوند کار ساده ای نیست!!! دوستی گفت می دانی همان فرد چه کاره است ؟ گفتم نه! گفت استاد دانشگاه است. فکری کردم و با خود گفتم پس دوستان باز هم باسواد هستند و در آن شکی نیست ولی مشکل اینجاست که عشق و علاقه مفرط باعث می شود انسان دیده ها و شنیده ها را با سلیقه خود بسنجد . و بر چنین فردی هیچ ایرادی (عیبی) نیست!! دعای شریف: الهم ارنی الاشیا کماهی ، خدایا اشیا را همانطوری که هستند به من نشان بده!! دعای بزرگی است از امام جعفر صادق(ع) . امیدواریم به جایی برسیم که اول زیبایی ها را ببینیم و بعد کاستی ها . گرت عیب جویی بود در سرشت #### نبینی ز طاووس جز پای زشت انتخابات به پایان رسید و متاسفانه خیابانهای بعضی شهرها خونین شد خیلی ناراحت شدیم نمی ارزد که دماغی برای این مبحث خونین شود . راستی نمره همه افراد در انتخابات گذشته و بعد از آن می توان بیست داد ؟؟؟؟ امیدوارم که تولدی دیگر داشته باشم در دنیایی عاری از سیاست !! به ما نمی چسبد سیاست ؟ در حالی که نه هنرمندم و نه...... |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 12:27 توسط غلامحسین امانت
|
|
||
|
|
|
|
|
میتراود مهتاب میدرخشد شبتاب .... نازکآرای تن ساق گلی زنده یاد نیما |
||
|
+
نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 21:10 توسط غلامحسین امانت
|
|
||