|
|
|
|
|
روز جمعه 23-12-87 چند نفر از دوستان تلفنی گفتند هر جا بایستی در رابطه با انتخابات ،همراه شماییم ،یکی از دوستان می گفت بازنشست شده و هیچ انتظاری ندارد ولی دوست دارد بهتر از گذشته تو صحنه باشد ، دگر دوستی حضوری به بنده گفتند که جریانات شهرستان را رها نموده و در کلان ببین که اصولگرایان چه راهی طی می کنند ! که بنده عرض نمودم : دست ما کوتاه و خرما بر نخیل!! ولی از قدیم گفته اند :مشت نمونه خروار است! فقط یه کم بیراهه رفتم و عرض کردم : انتصاب فرد میلیاردی نه تنها با سیره شهید رجایی همخوانی ندارد بلکه سو، تفاهماتی هم به دنبال دارد ! و من با خودم نمی توانم کنار بیایم و وجدانم قانع کنم که با ادامه این مسیر روح شهدا از ما راضی است لذا بگذار تا در حال خودمان باشیم اگر بال نیستیم لااقل وبال نباشیم!!! دوستی زنگ زدند و محبت نمودند و گفتند می خواهیم با دو سه نفر از دوستان حضورا" شما را ببینیم ! خوشحال شدم و گفتم کمافی السابق در ب خیمه عشایری بنده (منزل)به روی شما باز است و افتخار می کنم چایی داغی با هم بنوشیم . بنا شد ساعت 8/30 شب در خدمتشان باشم . یه کم دیرتر از موعد مقرر تشریف آوردند . تا ساعت 11/30 شب با هم صحبت نمودیم . برایم خیلی جالب بود هر سه نفر میهمانان که خوشبختانه شغل آزاد داشتند از بینش سیاسی، اجتماعی خوبی برخوردار بودند کلماتی که اظهار می شد دلنشین بود : خرد جمعی ، حاصل مشارکت وتصمیم جمعی ، محکومیت انحصار طلبی ، سکولاریسم و.... خیلی برایم دلنشین بود این صحبت ها ارمغان انقلابی است که شهدا و امام برایمان به میراث نهاده اند . ممکن است خدای ناکرده روزی این گفتمان رو به زوال بگذارد؟ صحبتی از دوستان مرا نگران کرد و چنین می گفت: یکی از کسانی که به دنبال رای می باشد گفته که قبیله شما با ما همراه بوده و آرایمان در یک سبد ریخته می شده و در استان هم چنین تلقی دارند که ماها حتما" بر خلاف گروه دیگر اقدام می نماییم و به کاندید خاص رای می دهیم!!!!! لذا باید همراه باشیم!!!! ایشان فرمودند که در جواب گفتم: در اشتباهید دوران استفاده ابزاری از ما به سر آمده است و سران استانی شما هم در اشتباهند در هر جمعی و خانواده ای امروز فرد مومن داریم در برابرش سکولار هم داریم ، در یک خانواده هم اصلاح طلب و هم اصولگرا! وجود دارد، شما با چه منطقی می خواهید ار ابزار کهنه قوم گرایی استفاده نموده تا چند تا رای دست و پا نمایید؟؟؟؟!!!!!! خوشحال شدم از این استدلال و منطق و از این تیز هوشی ، در عین حال ایشان نگران بود که مبادا افراد فرصت طلب و خزنده بخواهند از روشهای نامطلوب استفاده نمایند و نگذارند جامعه بصورت طبیعی روند بالندگی خودش را ادامه دهد که این نگرانی هم ستودنی است مخصوصا" وقتی از زبان کسی بشنوی که هیچ توقع شخصی هم ندارد و صرفا" اعتلا و پیشرفت جامعه دنبال می نماید و نگران است که افراد ریایی خودشان را مذهبی جلوه داده باعث فریب شوند. در هر صورت مردم قاضیان خوب و موثری هستند اگر بتوانیم آب را گلی کنیم و ماهی را بگیریم ولی هزینه و به قول خودمان تاوانی بعد از آن خواهیم پرداخت که بسیار سنگین خواهد بود هر چند خود را به کر و کوری بزنیم. گوش کن می شنوی !! آری فریاد تاریخ بلند است که فریاد می زند: راستی ماناست و کژی در هر لباسی محکوم به فنا...... |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 15:38 توسط غلامحسین امانت
|
|
||