تبليغاتX
پرواز اندیشه - زرین دشت حیاط خلوت است؟؟؟؟؟
دانائی رنج آور است اما رنجی دلنشین و لذتبخش

دوستی از راستگرایان دارابی زنگ زد و گفت که خواستم احوالی ازت بپرسم و اینکه آقای حبیبی رئیس موتلفه میهمان مون بوده و الان هم آمده به حاجی آباد تو یکی از مساجد سخنرانی داره !! حرفهای نویی داره !!

صحبتهام که تموم شد فرزندم که مکالمه ام می شنید گفت : مسجد بودم گفتند یه نفر از تهران می خواد بیاد برای سخنرانی . گفتم شاید حسیتیه باشه ؟ گفت تو حسینیه کسی نیست که! تو مسجد برای نماز مردم میان ! او هم میاد برای مردم حرف می زنه!!

از خیابون که می گذشتم رسیدم به مسجد ، تعدادی از دوستان از مسجد بیرون می آمدند . ازشون سئوال کردم چه خبر؟ گفتند آقای حبیبی بود دوم خردادیها را به باد انتقاد گرفته بود و هر چه خواست نثارشون کرد!!

البته انصاف به خرج داده بود و فرموده بود تعدادی از دوم خردادیها هم طرفدار ولایت هستند!!

دوستی گفت 30 سال هست هیچ تغییری در اینها ایجاد نشده است !! این هم بر عکس دوست دارابی می گفت.!!!!!!

در هر صورت این هم از توسعه نیافتگی جامعه ماست که یه نفر میره در غیاب رقیب، او را نقد که نه! بلکه او را محکوم می کنه و کسی هم نیست بگه بابا تقوی هم چیز خوبیه !! منظورم تنها یه جناح نیست ! اغلب دلمون می خواد یکه تاز باشیم و در غیاب دیگرون ببریم و بدوزیم و......

در دوران اصلاخات بنده خیلی دوست داشتم فضای نقد بوجود بیاد ! حقیقتا" معتقدم با نقد است که شخصیت انسانها صیقل می خورد و از حجم اشتباهات می کاهد و در همین نقادیهای منصفانه و برادرانه است که مومن آینه مومن می شود تا به چاه نیفتد!!

حیف شد دور رسیدم یه سئوالی بیش از 25 سال است ذهنم را مشغول کرده است ! خاستگاه این سئوال هم برمی گرده به سال 61 یا 62 که جبهه بودیم .

تو جبهه هر روز صبح می رفتم از مسئول تبلیغات روزنامه می گرفتم اون روزها فقط سه روزنامه بود: اطلاعات، کیهان و رسالت .

دو تای اولی مثل هم می می نوشتند ولی رسالت هوای دیگری داشت . همیشه از آقای حبیبی ، نبوی ، توکلی و مرحوم آذری قمی مطلب داشت و اینها هم به دولت میرحسین می تاحتند و من هم در تعجب بودم چرا دولتی که همیشه مورد تایید امامه اینچنین مورد بی مهری قرار می گیره!!!

چرا من رسالت می خوندم ؟؟روزنامه اطلاعات و کیهان مشتری زیاد داشت چون سایزشون از رسالت بزرگتر بود و برای سفره مناسب!! در نتیجه رسالت مشتری نداشت و نسیب بنده می شد!!!

یه روز به مسئول تبلیغات گفتم چرا رسالت به دولت می تازه ؟؟

گفت: اخوی مگر شما می خونی ؟؟؟؟

گفتم پس برای چی می خوام ؟ گفت برو جدولش که راحته حل کن!!!!

جهت اطلاع عزیزانی که اون روزنامه رو دیده اند روزنامه ای بود که صفحه بندیش بد و بد قواره !! تایپش نامناسب و کلمات درشت و پر غلط!! مطالبش بد و بیراه به میرحسین!! اداره کنندگانش: آقای حبیبی و توکلی، نبوی و مرحوم آذری قمی !!!ولی بعد از مدتی با ساپورت بازار نونوا شد و گهگاهی صفحه اول رنگی می زد!!!

یه روز رفتم روزنامه بگیرم با کمال تعجب !! مسئول تیلیغات گفت: رسالت ورودش به جبهه ممنوع شده است!! چون باعث تضعیف دولت و رزمندگان می شده. امام فرموده است که رسالت در جبهه ها توزیع نشود!!!!!

حالا این سئوال همیشگی بنده است ؟؟؟ ولی بنده هیچ کس را ضد امام نمی دانم تا چه رسد به اینکه بخواهم جناحی را متهم به مخالف با امام بدانم !!!چون خدمت به امام نیست !! همانطوری که اکنون یه جناح را مخالف مقام معظم رهبری دانستن خدمت به رهبری نیست!! اگر چه با تنگ کردن دایره، نصیبی بیشتر ببریم!!

باز هم سئوال در ذهنم ماند و حیف شد نتونستم از این فرصت مغتنم استفاده کنم!!!

سئوال دیگر هم هست ولی لب مطلب همین است!!

راستی یه سئوال هم از آقا ی حبیبی داشتم در مورد شهید رجایی!!!! نمی دونم او هم در دولتش که محبوب مردم و خدای مردم شد  وزیر چند صد میلیاردی داشت؟؟؟؟ یا اینکه وزیراش مدرک تقلبی هم درست می کردند که به نون و نوا و پستی برسند؟؟؟؟؟؟

ای کاش جلسهء مناظره ای گذاشته می شد تا زوایا و خبایای همین چند سال گذشته روشن می شد تا ببینیم مخالفان و موافقان نظام چه کسانی بوده و هستند!

باز هم چه زود دیر می شود..............

گاهی کلوخی که به حلاج خورد به من هم می خورد و احساس دردی شیرین!! می کنم امروز دو سه نفر از بچه های رزمنده با عنایت به آگاهی که دارند باز هم علیرغم میل باطنی خود در صف مخالفان میرحسین قرار گرفته اند می دونم شخصیت اصلیشون زندونی کرده اندکه خیلی سخته .

نمی خواد نگاهاتون از بنده بدزدید چون دوستتون دارم بنابراین از خدا می خواهم که روح آزادگی در نهادتان زنده گرداناد! ولی سعی کنیم دیر نشود.....

آمین یارب العالمین

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 1:2  توسط غلامحسین امانت  |